محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2155
مرآة البلدان ( فارسى )
ز مرزى كجا مرز خرگاه بود * ازو زال را دست كوتاه بود ] « 22 » از اين روى تركان نجويند راه * چنين بخش كردند تخت و كلاه سوى پارس لشكر برون راند زو * كهن بود ليكن جهان كرد نو همان لشكر ترك رفتند باز * فراسوده از كين و پيكار و ساز چو سال اندر آمد به هشتاد و شش * بپژمرد سالار خورشيدوش به عقيدهء اكتزياس سلطنت طايفهء ساس « 23 » در اين زمان با ملكهاى بود بسيار رشيد و مردصفت موسوم به زرينه . نيكولاى دمشقى اسم زرينه را زورى تاكا مىنويسد . اما به نظر نگارنده قول اكتزياس اصح است . زيرا كه اين اسم حالا هم در ايران معمول و متداول است و به بعضى از نسوان داده مىشود . خلاصه استيبارس از شدت كهولت و كبر سن در اكباتان ( همدان ) اين جهان را وداع گفته رخت به ديگر سرا كشيد و پسرش آسپاداس كه ديگر مورخين يونان آن را آستياژ مىگويند و مورخين عجم بعضى آژدهاك و برخى اژدها و غيره و ظاهرا افراسياب دويم باشد جانشين او شد و مغلوب كيخسرو پارسى گرديد . و سلطنت مدى به كيخسرو تعلق يافت چنان كه بيايد . نگارنده گويد اين كه ما لفظ افراسياب را كه مورخين عرب و عجم پادشاه توران مىدانند در طى كلمات خود ايراد مىنمائيم محض اين است كه فى الجمله توفيق و تطبيقى ميان اقوال مورخين قديم يونان و نگارندگان عرب و عجم دهيم و الا ما خود مطلقا به افراسياب تورانى معتقد
--> ( 22 ) - قسمتهاى بين دو قلاب در متن نيست . براى روشن شدن ربط بيشتر مطالب اضافه شده . ( 23 ) - آنچه در اين متن به صورت « ساس » آمده در كتاب ايران باستان مشير الدوله ( كتاب اول ، ص 213 ) سكاها آمده است و نام ملكهء سكاها در كتاب مذكور به صورت زارين Zarine ضبط شده .